|
اين قافله عمر عجب ميگذرد
درياب دمي را که به طرب ميگذرد ساقي غم فرداي حريفان چه خوري پيش آر پياله را که شب ميگذرد محدودیت های تحصیلی برای اتباع افغان و عراقی در شش ماه گذشته افزایش یافته است سازمان سنجش ایران اعلام کرده است که تحصیل اتباع خارجی افغان و عراقی در دوره کارشناسی ارشد در 22 استان این کشور ممنوع است و در هشت استان دیگر نیز باید شهریه بپردازند. سازمان سنجش آموزش که مسئول برگزاری آزمون سراسری دانشگاه های دولتی ایران است، آذر ماه سال گذشته، ثبت نام و شرکت اتباع افغان و عراقی را در آزمون سراسری دانشگاههای دولتی ممنوع کرده بود. حسین توکلی معاون سازمان سنجش آموزش به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته است: "بر اساس ضوابط در صورتی که (اتباع خارجی) مجاز به انتخاب رشته باشند فقط می توانند رشته هایی را در شهرستان های خاص انتخاب کنند." به گفته آقای توکلی، این افراد در صورت قبولی نیز باید شهریه تحصیلی خود را بپردازند. بنابر ضوابطی که وزارت کشور تهیه کرده، اتباع افغان و عراقی نمی توانند در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی استان های آذربایجان غربی، اصفهان، ایلام، بوشهر، تهران، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی، خوزستان، زنجان، سمنان، سیستان و بلوچستان، فارس، قزوین، قم، کردستان، کرمان، کرمانشاه، گلستان، مرکزی، هرمزگان و یزد شرکت کنند. در شش ماه اخیر محدودیت های تحصیلی برای اتباع افغان ساکن در ایران تشدید شده است. آذر ماه سال گذشته خورشیدی وزارت کشور ثبت نام و شرکت اتباع افغان و عراقی را در آزمون سراسری پذیرش دانشجو ممنوع کرد. پیش از آن، اتباع افغان و عراق با دارا بودن شرایطی می توانستند در کنکور سراسری پذیرش دانشجو شرکت کنند اما در سال تحصیلی جاری شرکت اتباع خارجی در کنکور ممنوع شد. بر اساس این تصمیم، افغان ها و عراقی هایی که به صورت مجاز و قانونی در ایران اقامت دارند نیز نمی توانند در کنکور پذیرش دانشجو در دانشگاه های دولتی ایران شرکت کنند. گفته می شود هدف وزارت کشور ایران از ممنوع کردن ثبت نام و شرکت اتباع افغان و عراقی در آزمون سراسری دانشگاه های دولتی، ادامه طرحی است که این وزارتخانه برای بازگرداندن اتباع خارجی دنبال می کند. در سالهای اخیر محدودیت هایی در باره تحصیل اتباع خارجی و فرزندان آنها در مدارس وضع شده بود و اتباع خارجی از جمله افغان ها و عراقی ها نمی توانستند در مدارس تحصیل کنند. البته دولت ایران در مواردی نیز شرایطی را برای ادامه تحصیل فرزندان اتباع افغانی در نظر گرفته بود که بر اساس آن خانواده های افغان با پرداخت مبالغی مجاز به استفاده امکانات مدارس ایران بودند. گزارش ها نشان می دهد که این محدودیت مشکلاتی را برای خانواده های مهاجران افغان فراهم کرده است و اغلب افغان های مقیم ایران قادر به تامین مبالغ تعیین شده نیستند. اتباع خارجی مقیم ایران در سال گذشته در صورتی که مدرک اقامتی یا شناسایی معتبر داشتند می توانستند در کنکور سراسری دانشگاه های دولتی شرکت کنند. دفترچه پناهندگی صادر شده از سوی نیروی انتظامی (پلیس مهاجرت و اتباع خارجی)، گذرنامه دارای اقامت با اعتبار شش ماه، کارت هویت ویژه اتباع خارجی و برگه تردد خروجی از جمله شرایطی بود که پیش از این، اتباع خارجی می توانستند با داشتن آنها در کنکور شرکت کنند. البته همواره پذیرش دانشجو خارجی در رشته هایی که تعهداتی نظیر استخدام را برای ایران به همراه داشت، ممنوع بود اما محدودیتی برای شرکت اتباع خارجی در کنکور دانشگاه های دولتی وجود نداشت. آخرین گزارش وزارت کشور ایران نشان می دهد نزدیک به سه میلیون مهاجر خارجی در ایران حضور دارند که دو میلیون نفر آنها غیرقانونی هستند و از میان آنها نزدیک یک هزار و ۲۳۶ دانشجوی خارجی در ایران تحصیل می کنند. در طول سالهای اخیر ایران محدودیت هایی را بر اقامت، کار و تحصیل مهاجران افغان وضع کرده تا در چارچوب آنچه طرح بازگشت "داوطلبانه" خوانده شده، آنها را مجبور به بازگشت به کشورشان کند. اما گزارش ها نشان می دهد که این برنامه ها موفقیت آمیز نبوده است و تعداد زیادی از کسانی که طبق برنامه دولت به افغانستان فرستاده شده بودند، دوباره بازگشته اند. آیا اسرائیل در سال 2012 محو خواهد شد؟
چند هفته قبل مقاله ای در خصوص نابودی اسرائیل در سال 2022 منتشر شد که بر اساس نوشته های دینی قدیم و پیشگویی های عده ای از تحلیل گران از جمله محمد النجار بود. محمد نجار در یکی از مقالاتی که در سال 1994 به رشته تحریر درآورد پیش بینی کرده بود که آمریکا در سال 2008 داری یک رئیس جمهور سیاهپوست خواهد بود و چنانکه می بینیم امری بود که اتفاق افتاد . همین موضوع باعث شد تا مقالات مربوط به نابودی اسرائیل درسال 2022 را مجددا مرور کنم که این امر مرا به ملاقات با عالم و متفکر فلسطینی "بسام نهاد جرار" راهنمایی کرد وی که در اردوگاه "الابعاد" مخصوص رهبران حماس و جهاد اسلامی در "مرج الزهور" در جنوب لبنان ساکن است ضمن این دیدار به تشریح مطالعات خود در این خصوص پرداخت که بعدها نیز کتابی در این زمینه منتشر شد که بسیار مورد توجه عموم مردم نیز قرار گرفت. در سال 1377 نیروی نظامی ایران 630 تن از افغان های زندانی در اردوگاه «سفید سنگ» را قتل عام کرد. زندانیان که همه به جرم افغان بودن برای زمان نامحدودی در آن اردوگاه نگهداری می شدند، آن سال به خاطر وضعیت بسیار وحشت ناک اردوگاه دست به احتجاج زدند. دولت ایران با فرستادن هلیکوپترهای نظامی، تمام زندانیان را به رگبار بست و پس از چندی بر روی گور دسته جمعی آنان یک سرک قیرریزی شده اعمار کرد. از میان زندانیان اما، جمعی نیز توانستند پنهان شوند و یا فرار کنند؛ از آن میان داوود عظیمی است که حالا در فلم «سفید سنگ» به عنوان یکی از بازیگران اصلی حضور دارد.
در فلم «سفید سنگ» داوود وهاب تهیه کننده، زبیر فرغند، کارگردان و همایون پاییز بازیگر نقش اول آن اند. تیم فلم ساز در شمال کابل اردوگاه «سفید سنگ» را بازسازی کرده اند و تمام حوادث فلم نیز در همان جا فلم برداری می شود. بودجه ی 300هزار دالری فلم از سوی یک موسسه ی امریکایی پرداخت شده است. تلاش زیادی صورت گرفته است تا فلم «سفید سنگ» از هر نگاه بتواند تصویری باشد از آن واقعه ی مخوف سال 1377 که اتفاقا کسان زیادی از آن خبر ندارند. واقعه ای که گزارشگر روزنامه ی «اندیپندنت» آن را کاملا هالیوودی می خواند و در شماره ی 20 نوامبر آن روزنامه درباره ی آن فلم می نویسد: «داستان بزرگی که می شود از آن فلم بزرگی ساخت». تهیه کننده ی فلم به اندیپندنت گفته است: «ما تمام این اردوگاه، به شمول سیم های خاردار، دیوارهای سمنتی و تمام جزییات دیگر را بازسازی کردیم، حتا با مواد فاضله ی ساختگی کف اتاق ها را پوشاندیم». با وجود مخارجی که در طراحی صحنه، و تهیه امکاناتی همچون کمره ی 35 ملی متری، وسایل حرکتی فلم برداری و نورپردازی شده است، اما می شود از زبیر فرغند یک فلم خوش ساخت و قابل قبول انتظار داشت؟ زبیر فرغند با آن که از نام های نسبتا قدیمی در سینمای افغانستان به حساب می آید، مگر دستاوردهایش به اندازه ی سال هایی که در سینمای کشور فعالیت داشته است، نمی رسد. او قبلا چند فلم اکشن ارزان قیمت ساخته است که معلوم نیست تا چه حد او را آماده ی رهبری یک فلم بزرگ کرده است. این فلم در کنار داستان قتل عام افغان ها (یا «افاغنه» آن طوری که دولت ایران می خواند) داستان دیگری را نیز خواهد گفت؛ داستانی را که شاید در فلم نبینیم، اما آن را با تماشای فلم درخواهیم یافت: داستان ناگفته و ناگفتنی رنج افغان های مقیم ایران. این فلم اولین گام بزرگی است برای بازگویی قصه های مهاجرت. آن چه در اردوگاه های ایران بر سر افغان ها می گذرد، بخشی از تراژدی بی پایانی است که میلیون ها انسان بی صدا نقش قربانیان ازلی آن را بازی می کنند. حکومت نژادپرست ایران با تبلیغ نفرت و دگرستیزی در میان مردم ایران، زندگی افغان ها را عملا به یک کابوس شبانه روزی تبدیل کرده است. این فلم بدون شک نمی تواند تصویر کاملی از 30 سال مهاجرت افغان ها در ایران باشد؛ اما کم ازکم فتح بابی می تواند باشد بر این موضوع، موضوعی که بدون شک بخشی از تاریخ معاصر ملت افغانستان به حساب خواهد آمد. در ایران با آن که چهار میلیون افغان زندگی می کنند، و به نحوی افغان ها بخشی از واقعیت جامعه ی ایرانی است، اما بسیار کم اتفاق افتاده است که سینماگران ایرانی به زندگی آنان بپردازند. مشهورترین فلم در این باره، فلم تحسین شده ی «باران» از مجید مجیدی است که تلاشی است برای به پرده آوردن زندگی واقعی اشباح فلک زده ای بنام «افاغنه». اما این فلم و امثال آن، در برابر موج تبلیغات ضد افغانی تلویزیون ها و مطبوعات حکومتی ایران بسیار ناچیز است. بسیاری از بازیگران فلم «سفید سنگ» افغان های مهاجری هستند که از ایران برگشته اند و به خوبی می توانند زبان فارسی را با لهجه ی ایرانی صحبت کنند. داوود عظیمی که نقش یک پولیس ایرانی را به عهده دارد، به گزارشگر اندیپندنت گفته است: «من احساس خوبی دارم از این که در یونیفورم پولیس ایران هستم. من همه ی این ها را زندگی کرده ام و حالا دوباره آن را به خاطر می آورم و به دنیا نشان خواهم داد که آنها همین فاجعه را بر سر ما آوردند». همایون پاییز قهرمان «سفید سنگ» در پایان فلم می میرد؛ با آن که قتل عام شش ساعته ی سفید سنگ مثل یک حادثه ی هیجان انگیز هالیوودی به نظر می رسد، اما در فلمی که بر اساس آن ساخته شده است، چگونه یک قربانی می تواند نقش قهرمان را بازی کند؟ در سفید سنگ هیچ کسی قهرمان نیست، همگی قربانی اند، قهرمان آن بالا در هلیکوپتر نشسته است. Sure do miss you babe You know it’s been a while Way too long, since you been gone I’m almost out of style You treat me kind and gentle You’re always on my mind A love that’s true, I keep for you Until the end of time Someday you’ve got to come back Stay with me a while I’ll take some time, to make you mine And keep you out of style
به احتمال قوي شما با تعجب روي صندلي ميخکوب و حيرت زده نشسته ايد و با خود مي گوييد، براي مقدمه مي خواهم بپرسم تا به حال شده درحالي که توي اتوبوس نشستي و يا توي پياده رو ها و يا پارکها قدم مي زني و يا سوار مترو و يا هواپيما و يا پله برقي مي شي به اين فکر افتاده «همه ي ما با يک قدرت لاينتهي کار مي کنيم همچنين دقيقا با همين قوانين،راهنماي خودمان "تمام افکار شما يک چيز حقيقي به نام نيرو است" بی شک بسیاری از شما جزو افرادی هستند که نامی از کتاب یا فیلم “راز” شنیده اند. برای آن دسته که هنوز از نام آن بی خبرند باید بگم که راز یکی از بهترین ایدوئولوژی های قرن است و بی شک تحولات عظیمی را می تواند در سطح جهانی باعث شوند. من راجع به کتابی که نصفه خوانده ام یا فیلمی که هنوز ندیده ام نمی خواهم مطلب بنویسم، می خواهم هویت رازی را که روندا بایرن نویسنده این کتاب در ذهنش تداعی کرده را در واژگانی شیواتر برای شما مطرح کنم. مطمئن هستم که آشنا شدن با راز همان نقطه مبهمی در ذهن و دل ماست که بی دلیل باعث تشویش روحیه و افکارمان می شود و زمانی که راز را درک کردیم، (دقت کنید که باید درکش کنید نه بدانیدش!) رنگ و روی دنیا عوض خواهد شد و به اینکه چقدر شاد و موفق هستیم غبطه خواهیم خورد. راز چیزی غیر از “قانون جذب” چیست. در تعریف قانون جذب یا “The Law of the attraction” آمده است: هر امر قابل تصوری را که به زندگی شما وارد می شود خودتان به فضای زندگی خویش جذبش می کنید. آنها به واسطه تصاویر و پنداره هایی که در ذهن خود نگه می دارید به سوی شما جلب می گردند. آن چه می آید همانی است که شما به آن فکر می کنید. شما مدام در حال جذب هرچیزی هستید که فکر مرتبط با آن در ذهنتان جریان دارد. یا به قول مولفورد : ” هریک از افکار شما بخشی از واقعیت است. یک نیروی واقعی!”. بسیاری در واکنش به این راز عظیم آن را تکراری، بیهوده و از متدهای روانشاسی قرن بیست (یا بیست و یک ) می دونند و معتقدند که اینها رو خودمون می دونیم و … . درک و لمس راز (قانون جذب) در همان لحظه تفهیم معجزات را به سوی شما روانه می دارند، چیزهایی که شدیدا به آنها نیاز دارید یا می خواستید به سمت شما می آیند و مشکلات و دردسرهای معمول به نوعی از شما دور می شوند. همه اینها اتفاقاتی است که نه تنها من (نویسنده این بلاگ) بلکه خیلی های دیگه اعتراف به اتفاق افتادنش کردند، خاطرات بد و اتفاقات اخیر و شکست های روحی و روانی رو فرض کنید که با مفاهیم قانون جذب از شما دور می شوند و جالب اینجاست که بهترین جایگزین ها، به جاشون ظاهر می شوند و این یکی از مهمترین عوامل شادی و موفقیت در زندگی است. ![]() راز پس ما با فکر کردند در واقع عملی شدن آن افکار را به واقعیت تبدیل می کنیم، در واقع هنگامی که فکر می کنیم (همیشه فکر می کنیم! جز موقع خواب) فرکانسهایی را از ذهن خود به دنیای بیرون منتشر می کنیم، این فرکانس ها در نوع خود یکتا می باشند، لذا در عالم هستی به گردش در می آیند و هرچیزی را که مربوط به آنهاست جذب می کنند، و چون به تعبیری هر چیزی نزد اصل و منبع خود بازمی گردد، لذا این فرکانسها (افکار) که حالا مجموع اتفاقات و مجذوبیات آنها به آن اضافه شده به سمت شما برمی گردند، لذا شما آنچیزی را که به آن فکر می کردید دارید. این یک اصل است، به قول معروف دیر یا زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. این قانون به ما هشدار می ده که همیشه مراقب نوع فکر کردن خودمون باشیم. در ابتدا کمی مشکل بنظر می رسه ولی فکر کنید اگر نوع فکر کردن شما فقط منفی و بدبینانه باشه، چه بلایا و حوادثی می تونه اتفاق بیفته! آینده، چیزی جز افکار کنونی شما نیست، بدین منظور که هرچیزی که شما هم اکنون فکر می کنید در آینده اتفاق خواهد افتاد، لذا برای داشتن آینده ای بهتر و شادتر، بهتر است از همین حالا تمرکز و جدیت خود را روی افکار مثبت و سازنده استوار سازید تا طبیعتا آینده ای بهتر داشته باشید. یکی از کاتالیزورهای این افکار در وادی به واقعیت پیوستن، هیجانات و احساسات می باشد. هرچه بیشتر نسبت به نوعی تفکر علاقه و هیجان داشته باشید، وقوع آن را تسهیل می بخشید. دقت کنید که بین این قانون و تلقین اختلاف ظاهرا کوچک ولی حیاتی وجود دارد. شما در تلقین در یک بازه زمانی در واقع به خود نهیب می زنید که یک نوع خاص تفکر را در ذهن خود تداعی کنید ولی در قانون جذب شیوه حتی فکر کردن شما عوض می شود (بتدریج) و شما یاد می گیرید که راجع به تمامی افکار، قانون جذب رو بکار برده و حتما موفق شوید. خود را پولدار تصور کنید، خود را یک فرد ارزشمند تصور کنید، خود را یک استاد یا دبیر فرض کنید، خود را یک جراح فرض کنید و … و با قانون جذب وارد عمل شوید، متوجه خواهید شد که زمینه تحصیلی شما در حال هموار شدن هست یا تحریمات مالی علیه شما در حال حل شدن هستند. نتیجتا شما به آن چیزی که می خواهید و واقعا به آن فکر می کنید می رسید. زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگي کردن را ؛ تنها به زندگي سالهاي عمر را افزوده ايم و نه زندگي را به سالهاي عمرمان
بيشتر خرج مي کنيم اما کمتر داريم، بيشتر مي خريم اما کمتر لذت مي بريم فضای بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن، درآمدهاي بالاتري داريم اما اصول اخلاقي پايينتر کامپيوترهاي بيشتري مي سازيم تا اطلاعات بيشتري نگهداري کنيم، تا رونوشت هاي بيشتري توليد کنيم، اما ارتباطات کمتري داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتري داريم اکنون زمان غذاهاي آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت هاي پست، سودهاي کلان اما روابط سطحي فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذاي بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايي اما خانواده هاي از هم پاشيده بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را براي موقعيتهاي خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگي يک موقعيت خاص است در جستجوی دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهي به نيازهايتان داشته باشيد زمان بيشتري را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذاي مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايي را که دوست داريد ببينيد زندگي فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره اي ازلحظه هاي لذتبخش است از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را براي روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد عباراتي مانند ”يکي از اين روزها“ و ”روزي“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد. بياييد نامه اي را که قصد داشتيم ”يکي از اين روزها“ بنويسيم همين امروز بنويسيم بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزي را که مي تواند به خنده و شادي شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد که شايد آن مي تواند آخرين لحظه بباشد!! The Asian Development Bank (ADB) - Japan Scholarship Program (JSP) was It aims to provide an opportunity for well-qualified citizens of ADB's developing member countries to pursue postgraduate studies in economics, management, science and technology, and other development-related fields atparticipating academic institutions in the Asian and Pacific Region. Upon completion of their study programs, scholars are expected to contribute to the economic and social development of their home countries. The ADB-JSP enrolls about 300 students annually in 20 academic institutions located in 10 countries within the Region. The ADB-JSP provides full scholarships for one to two years. |
|