تبليغاتX
بازگشت متخصصان افغانی مقیم ایران
همایش مولانا در هرات
بیشتر مقالاتی که در این همایش خوانده شد، در حوزه اندیشه و تفکر مولانا تهیه شده بود
همایش یک روزه تحت عنوان مولانا، شمس اندیشه و عرفان، در شهر هرات برگزار شد.

این همایش به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا جلال الدین محمد بلخی و همچنان نامگذاری سال ۲۰۰۷ میلادی به نام سال مولانا از طرف سازمان جهانی یونسکو توسط انجمن ادبی هرات با همکاری بنیاد فرهنگی احمد شاه مسعود دایر شد.

این همایش بطور کل، نخستین تلاش فرهنگیان هرات در سال مولانا برای پاسداشت این شاعر بزرگ زبان فارسی بود.

هرچند این همایش صرفا برای فرهنگیان حوزه غرب افغانستان دایر شده بود ولی یک تعداد از فرهنگیان از کابل نیز به این همایش به عنوان مهمان دعوت شده بودند و ناظر برگزاری این همایش بودند.

بحث های تازه

بیشتر مقالات مطرح شده در این همایش توسط اعضای انجمن ادبی نوشته شده بود.

بیشتر این مقالات در حوزه اندیشه و تفکر مولانا تهیه شده بود و یکی دو مقاله هم مسایل تازه مطرح شده مثل هرمونتیک را در اندیشه مولانا جستجو می کرد.

اکثر شرکت کنندگان این همایش نوعیت برگزاری آن را نسبتا خوب خواندند.

به گفته محمد داوود منیر، استاد دانشکده ادبیات دانشگاه هرات در این همایش هشت مقاله علمی در حوزه اندیشه و تفکر مولانا و رابطه مولانا با تفکر مدرن به خوانش گرفته شد که چند مقاله آن مسایل تازه ای را در تفکر عرفانی مولانا مورد بررسی قرار می داد.

سال مولانا
شرکت کنندگان همایش مولانا در هرات
 همایش یک روزه مولانا، شمس اندیشه و عرفان در هرات یکی از معدود کارهایست که به مناسبت سال مولانا در افغانستان انجام می شود
 
آقای منیر به این عقیده است که با برگزاری چند همایش معدود نمی شود ابعاد فکری مولانا را بصورت کامل تبیین کرد ولی با این حال بعضی از این مقالات بحث های تازه ای را در حوزه تفکر جدید مطرح کرده که ضرور است در آینده پیرامون آن بحث های بیشتری صورت گیرد.

مولانا در تقویم افغانستان

در حاشیه این همایش، خانه ادبیات جوان به مناسبت سال مولانا شب شعری را به راه انداخت و در آن عده ای جوانان نوگرا به سرایش شعر پرداختند.

آنان همچنان در اعلامیه ای از وزارت اطلاعات و فرهنگ خواستند تا روز تولد مولانا را در تقویم افغانستان به نام روز مولانا نام گذاری کنند.

آنان همچنان خواستند تا در هر شهر افغانستان جاده یا مکانی را به نام مولانا نام گذاری کنند و تمام آثار مولانا در افغانستان بازچاپ شود.

همایش یک روزه مولانا، شمس اندیشه و عرفان در هرات یکی از معدود کارهایست که به مناسبت سال مولانا در افغانستان انجام می شود.

بیشتر صاحب نظران به این عقیده اند که ظرفیت ها و فرصت های بیشتری باید برای پرداخت به مولانا جلال الدین محمد بلخی اختصاص داده شود؛ درحالیکه نیمی از سال مولانا گذشته و هنوز کار بنیادی برای مولانا، حتی در زادگاهش، ولایت بلخ صورت نگرفته است.

+ نوشته شده در  2007/8/22ساعت 2 بعد از ظهر  توسط گ.ق  | 
آیا با بازگشت متخصصین به کشور بازسازی صورت می گیرد یا خیر؟

+ نوشته شده در  2007/8/22ساعت 2 بعد از ظهر  توسط گ.ق  | 
 
چهارصد دلار معادل بیست هزار افغانی، شاید بخش زیادی از هزینه مجلس عروسی بسیاری
 از زوجهای جوان در افغانستان را تامین کند، که با درآمد متوسط صد دلار در ماه زندگی
می کنند. اما شماری دیگر، چنین هزینه ای را فقط بابت کرایه یک شبه لموزین برای "
شهرگشت" شبانه عروس و داماد می پردازند.

با نزدیک شدن ماه رمضان، بازار عروسی ها و مجالس پیرامون آن در افغانستان گرم شده است. زیرا

مسلمانان در رمضان که ماه عبادت و روزه داری است، از برگزاری مجالس جشن و شادمانی خودداری

 می کنند. پس از آن نیز، کم کم فصل سرما فرا می رسد.

لموزین سفید که با گلهای رنگارنگ تزئین شده، درحالی با چشمان حیرت زده شهروندان کابل در

خیابانهای این شهر بدرقه می شود که بسیاری دیگر در این شهر جنگ زده، هنوز توانایی پرداخت

 هزینه های هنگفت عروسی ها را ندارند و عده ای هم به جای لموزین های مجلل، از تاکسی برای

 "شهرگشت" استفاده می کنند.

 

+ نوشته شده در  2007/8/21ساعت 8 قبل از ظهر  توسط گ.ق  | 
هشتاد و هشتمین سالگرد افغانستان را به تمام کافه ملت افغانستان تبریک عرض می نماییم.
+ نوشته شده در  2007/8/20ساعت 7 قبل از ظهر  توسط گ.ق  | 
آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد می گوید امسال حدود دوازده میلیون دلار بابت نگهداری از پناهجویان افغان به ایران پرداخته است.

این موضوع را جودی هاپکینز دستیار کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان شب گذشته (دوشنبه 14 اسد / مردادماه) در پایان سفرش به ایران با شرکت در یک کنفرانس خبری اعلام کرد.

خانم هاپکینز افزود امنیت در افغانستان هنوز به طور کامل برقرار نشده و بسیاری از مردم این کشور در سالهای اخیر بارها و بارها با تهدید روبرو شده اند.

دستیار ارشد رئیس آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد تاکید کرد که در چنین حالتی، بازگشت افغانها به کشورشان، "باید کاملاً داوطلبانه و تدریجی باشد".

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در حالی بر بازگشت داوطلبانه و تدریجی پناهجویان افغان به کشورشان تاکید می کند که مقامات ایرانی اخیراً اعلام کرده اند که اخراج آن دسته از افغانهایی که اقامت شان در ایران، "غیرقانونی" پنداشته می شود، همچنان ادامه دارد.

حسن صالحی مرام رئیس اداره اشتغال اتباع بیگانه در ایران، دو روز پیش گفت در سه ماه گذشته، بیش از دوصد هزار مهاجر افغان از ایران اخراج شده اند.

'داوطلبانه'

پناهجویان افغان در پاکستان
پاکستان بازگشت داوطلبانه افغانها را، تا سه سال تمدید کرده است
جودی هاپکینز در تهران به خبرنگاران گفت با توجه به شرایط فعلی افغانستان، بهترین راه حل توجه به بازگشت کاملاً داوطلبانه و تدریجی مهاجران افغان است.

خانم هاپکینز همچنین گفت "افغانستان ترسی از پذیرش اتباع خود ندارد اما باید واقع بین بود و به شرایط فعلی این کشور توجه کرد".

او گفت: " اگر به طور مثال صدهزار مهاجر افغان به طور یکجا به کشورشان فرستاده شوند، دولت قادر نخواهد بود از آنان به درستی حمایت کند".

دستیار رئیس آژانس پناهندگان سازمان ملل، پیش از ایران، از افغانستان و پاکستان نیز بازدید کرده است.

در جریان سفر خانم هاپکینز به پاکستان، توافق شد که پاکستان بازگشت داوطلبانه افغانها به کشورشان را، تا سه سال دیگر تمدید کند.

جودی هاپکینز در ایران از اردوگاه بردسیر در استان کرمان دیدار کرد و از نزدیک با مهاجران مقیم این اردوگاه به گفتگو نشست.

او همچنین روز گذشته با معاون وزیر خارجه ایران و مقامات سفارت افغانستان در مورد روند بازگشت مهاجران افغان دیدار و گفتگو کرد.

یحیی معروفی سفیر جدید افغانستان در ایران که روز گذشته با خانم هاپکینز دیدار داشت گفت در این جلسه بر مساله کمک به مهاجران اخراجی در افغانستان از سوی جامعه بین المللی تاکید کرده است.

آقای معروفی سفر دستیار کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امورپناهندگان به منطقه را بسیار مهم و تاثیر گذار ارزیابی کرد و افزود این سفر توجه بالای سازمان ملل به مساله پناهندگان افغان را نشان می دهد که امیدواری برای گرفتن تصمیمهای موثر در آینده را افزایش می دهد.

آیا برای دولت جمهوری اسلامی ایران شرم آور نیست که برای گرفتن پول ازسازمان ملل به خاطر مهاجرین دست به چنین اخراج های دست جمعی مهاجران زده انده اند که باعث آواره شدن ۲۰۰ هزار افغانی شده اند؟

اگر شما پول می خواستید چرا از اول نمی گفتید که ما پول می خواهیم؟

+ نوشته شده در  2007/8/18ساعت 9 قبل از ظهر  توسط گ.ق  | 
در رابطه با بازگشت متخصصان هرگونه سوالی داشته باشند دوستان می توانند از وبلاگ ما سوال کنند.

ما سعی می کنیم در کمترین زمان ممکن به سوالات شما پاسخ بدهیم. تا دوستانی که سفر دارند با مشکلی مواجه نشود.

چون خیلی از دوستان که آمده اند بسیاری از کارهای خود را انجام نداده اند که اکثریت آنها شامل موارد زیر می باشد.

۱. طی نکردن درست مراحل مدارک

۲. ترجمه اسناد در صورت ادامه تحصیل در کشورهای خارجی

۳. عدم آشنای دوستان با بازار کار افغانستان

 ۴. به علت عدم نا آشنا بودن با شرایط بورس این بورسها را از دست می دهند. مانند بورسهای فول برایت و ارس ماندوس و .....

لطفا نظرات خودتان را در مورد کمبود های وبلاگ بگویید تا ما این بخش ها را در وبلاگ درج نماییم.

لطفا این وب لاگ را برای دوستانتان معرفی کنید.

با تشکر از همه دوستان

+ نوشته شده در  2007/8/18ساعت 9 قبل از ظهر  توسط گ.ق  | 

كيست برخيزد از اين دشت‌ِ معطّل در برف‌؟

مي‌دَوَد خون‌ِ كسي آن سوي‌ِ جنگل در برف‌

كيست برخيزد و اين موية مدفون از كيست‌؟

بوي كم‌بختي ما مي‌دهد، اين خون از كيست‌؟

كيست برخيزد و در جوش‌، چه مي‌بينم‌؟ آه‌!

خون‌ِ معصوم سياووش‌، چه مي‌بينم‌؟ آه‌!

دست‌ِ امدادِ كه بود اين‌سوي پَرچين واماند؟

اين خدا كيست كه در خوان‌ِ نخستين واماند؟

 

برف‌، چشمي به سفيدي زد و تابستان باخت‌

اين خدا كيست كه در معركة شيطان باخت‌؟

اين خدا كيست كه داغي به جبينش زده‌اند؟

كودكان با فن اوّل به زمينش زده‌اند

اين كه تب نامده تشويش اجل دارد، كيست‌؟

بعد يك عمر طبابت سرِ كَل دارد، كيست‌؟

كيست اين حكم پذيرفته و محكم نشده‌

از جمادي و نما مُرده و آدم نشده‌

اين خدا كيست كه يخ‌بستة ديروزان است‌؟

اين خدا كيست‌؟ همان بندة ديروزان است‌

گفت‌; اينك منم آهنگ خدايي كرده‌

و به كارِ دو جهان كارگشايي كرده‌

 

برف‌، چشمي به سفيدي زد و تابستان باخت‌

باد با نحوِ دگر كوبيد، كشتيبان باخت‌

آخر از حنجرة ديو، دَمي نو برخاست‌

نفسي تازه نكرديم‌، غمي نو برخاست‌

خوشه‌ها بذر مصيبت به دروگر دادند

غوزه‌ها پنبه ندادند كه اخگر دادند

كوه‌، خرپشته شد و ريگ شد و ارزن شد

نيزه شمشير شد و دشنه شد و سوزن شد

مهلتي تا گذر از جنگل و يخ باقي بود

با گرانخوابي ما مهلت جان‌كندن شد

عجب اين نيست كه آتش به خموشي بكشد

عجب اين است كه آتش گُل‌ِ پيراهن شد

آنچه تا ديروز، خونخواه سياووشان بود،

دست ما بود كه آويختة گردن شد

بنده را يك دو نفر يك دو نفس رو دادند

تكيه بر تخت‌ِ خدايي زد و... اهريمن شد

اين‌چنين بود كه شب تازه نشد، خوابش برد

پشت‌ِ ديوار خداوندي خود خوابش برد

اين‌چنين بود كه برف آمد و جنگل يخ بست‌

دست‌ها پشت درختان معطّل يخ بست‌

 

حق‌ّ ما بوده‌است پوسيدن و پامال شدن‌

در زبان‌بازي آتش‌دهنان لال شدن‌

حق‌ّ ما بوده‌است داغي به جبين خوردن‌ها

با همان ضربة اوّل به زمين‌خوردن‌ها

ما همانيم كه تيغي به تغاري داديم‌

نقدِ يك عمر مشقّت به قماري داديم‌

و هماني كه به اورنگ خدايي دل بست‌

رخنة بندِ گران‌ساخته را با گِل بست‌

كعبه را پشت خداوندي خود گُم كرديم‌

منبري در نظر آمد شب و هيزم كرديم‌

برف و يخ‌بستگي بركه و شب سخت آمد

و به خاكسترِ جامانده تيمّم كرديم‌

پدران پاره‌زميني پي معبد هشتند

ما شكم‌باختگان مزرع گندم كرديم‌

آنچه اينك جگر طايفه را مي‌سوزد،

مُزدِ زهري است كه در كاسة مردم كرديم‌

الغرض هرچه در اين عرصه رسن پيدا شد

ديگران دام‌، ولي ما و شما دُم كرديم‌

درگرفت آتش عصيان قرون ما را نيز

مرده‌مان زنده‌نشد، كُشت مسيحا را نيز

نيمه‌شب خيل گراز آمد و شب‌پا را برد

اين كَرَت نيل نه فرعون‌، كه موسا را برد

عاقبت گاو طلا شير بلا داد اين‌جا

خمرة زر، مي تسليم به ما داد اين‌جا

شهد گُل كرد و تشهّد به فراموشي رفت‌

نستعين آمد و نعبد به فراموشي رفت‌

زد يقين غوطه به تحقيق و شك آمد بيرون‌

سوخت قُقْنوس و از آن تِك‌تِكك آمد بيرون‌

پهلوان دود شد و حلقة نقّالي ماند

رود از درّة ديگر رفت‌، پل خالي ماند

اينك از قامت ما دست درازي مانده‌

و از آن قلعه كه ديدي‌، درِ بازي مانده‌

جگري نيست كه داغي بنشيند بر آن‌

و كلوخي كه كلاغي بنيشيند بر آن‌

حرف‌ناگفته و لب‌دوخته ماييم‌، اي قوم‌!

آش ناخورده‌، دهن سوخته ماييم‌، اي قوم‌!

صف به صف قبله ندانسته و قامت بسته‌

گاو ناكُشته و امّيد كرامت بسته‌

پدران پاره‌زميني پي معبد هشتند

پسران ميوة ممنوعه در آن مي‌كشتند

حق‌ّ ما بوده‌است داغي به‌جبين‌خوردن‌ها

با همان ضربة اوّل به‌زمين‌خوردن‌ها

حق‌ّ ما بوده‌است پوسيدن و پامال شدن‌

سيصدوچاردهم بودن و دجّال شدن‌

 

برف‌، چشمي به سفيدي زد و تابستان باخت‌

يك نفر آن سوي‌ِ تسليم درختان جان باخت‌

دست ما ماند و چه دستي‌، كه كم از هيزم نيست‌

و اميدي كه به سنگ است و به اين مردم‌، نيست‌

محرمان‌، «بايد» شان سيلي «شايد» خورده‌

و عمل‌، قفل‌ِ «اگر مرد بيايد...» خورده‌

عابد و زاهد و شبخيز و مسلمانايند

شيرِ بي‌يال و دُم و اشكم مولانايند

همه دلبستة دينار كه دين آردشان‌

جن‌ّ و انس دو جهان زير نگين آردشان‌

اندرون هر يكي از معرفتي پُر دارند

سر به يك ـ بي‌ادبي مي‌شود ـ آخور دارند

يخ‌ِ اين بركه به دريا برسد، نيست عجب‌

سامري از پي موسا برسد، نيست عجب‌

ترسم آن روز كه از قلّه فرودآيد مرد

سيصدوسيزده آدم نتوان پيدا كرد

ترسم آن روز كه مردان‌ِ سرانجام آيند،

اين جماعت همه با بقچة حمّام آيند

 

برف‌، چشمي به سفيدي زد و خون‌ها يخ بست‌

قوم را شوق‌ِ خدايي به درِ دوزخ بست‌

اي بسا دست كه اين گونه معطّل گشته‌

و بسا سكّه كه خوابيده و ناچَل گشته‌

ديگر اين خم نه بر ابروست‌، كه بر پيكر ماست‌

ديگر اين تيغ نه در پنجه‌، كه زير سر ماست‌

مردِ خود باش‌، قفاخورده تناور شده‌است‌

اين دروغي است كه لج كرده و باور شده‌است‌

اژدهايي است كه آتش‌به‌دهن مي‌خيزد

سومناتي است كه محمودشكن مي‌خيزد

آه‌، اي «لا»ي برافروخته‌! «الاّ »يت كو؟

آي هارون‌ِ نفس‌باخته‌! موسايت كو؟

كمري راست كن‌، آهنگ‌ِ رسايي طلبت‌

بينوا بندگكي باش‌، خدايي طلبت‌

مردِ خود باش كه هنگامة استقبال است‌

سيصدوسيزده آيينه و يك تمثال است‌

سيصدوسيزده آيينه و يك تمثال است‌

مردِ خود باش كه هنگامة استقبال است‌

+ نوشته شده در  2007/8/13ساعت 3 بعد از ظهر  توسط گ.ق  | 

پناهندگان افغانی را راحت بگذاريد

 به متوليان بازسازی افغانستان فشار بياوريد

فيروزه مهاجر

تريبون فمينيستي ايران:
افغانستان در سه دهه اخير با مسائل و مشكلاتي عديده رو به رو بوده كه غير از گذشته مشترك و همسايگي اش با ما كه مسئوليت زيادي را بر دوش ما مي گذارد، در عين حال جهاني بودن اين مسائل و مشكلات به نحوه برخورد با آن ها اهميتي ويژه مي بخشد. يكي از اين مسائل حقوق پناهندگان افغاني در كشورهايي است كه در اين سال ها پناه شان داده اند. مسئله پناهندگي ناگفته پيداست كه خاص افغان ها نيست و لااقل براي اهالي اين منطقه مسئله اي آشناست و در دو دهه اخير مدام دامنه و معاني اش گسترده تر شده و ادبياتي غني از آن خود يافته و بر جايگاه و نقش پناهندگان در تبادل فرهنگي تأكيد بسيار شده، اما متاسفانه در اين مدت دولت هاي منطقه به رغم پيوندهاي تاريخي مختلف كه مي تواند و بايد همدلي برانگيزد، نتوانسته اند به دليل جان سختي كليشه هاي ذهني شان و سياست گزاري هاي غلط خط مشي اي روشن و حافظ شأن و حقوق پناهندگان اتخاذ كنند. سياستي مستقل كه مي توانسته راهگشاي برخوردهاي آتي براي كاستن از سنگيني باري باشد كه در مراحل مختلف بروز جنگ هاي قدرت 20 ساله اخير در افغانستان بر دوش پناهندگاني گذاشته شده كه اكثر زن و كودك و سالمند هستند. جنگ هايي كه همواره زمينه ها شان از قبل چيده مي شود – يا دست كم وقوع شان براي اشخاص مطلع قابل پيش بيني است – اما هر بار كه رخ مي دهند براي مردم بلايي ناگهان نازل شده اند و آن ها به ناچار به فرار پر رنج و درد از خانه و كاشانه اي كه شاهد ويراني اش بوده اند، پناه بردن به كشوري ديگر، اسكان يافتن با تحمل همه گونه تحقير و كمبود، خو گرفتن به شرايط سخت زندگي با فقر و تنگدستي بدون امكان تصور آينده اي روشن تن در مي دهند. و تازه اگر مسائل در همين حد باشد، يعني بلاهاي ديگري در هر يك از اين مراحل به سرشان نيايد، خيلي شانس آورده اند.

واقعيت اين است كه مشكلاتي كه پناهندگان ناچار بايد با آن ها دست و پنجه نرم كنند همواره از طريق سازمان هاي مسئول اسكان آن ها به گوش ما مي رسد و اين سازمان ها، در بهترين حالت، از ترس تيره شدن روابط شان با دولت ها و محروم شدن از همان حداقل امكانات كمك رساني كم تر از فجايعي كه در اين سه مرحله فرار، اسكان، و خو گرفتن با شرايط – نه هميشه به معني پذيرش آن، كه در بيشتر موارد به معني تلاش بشري براي برخورداري از حقوق ابتدايي خود – رخ مي دهد سخن مي گويند، مگر در قالب آمار قربانيان هر يك از اين مراحل. اما در اين آمار و ارقام ذكري از اين نيست كه پس از پايان درگيري ها و بازگشت، اديسه زندگي اين پناهندگان به كجا ختم مي شود و باز چه تعدادي از آن ها قرباني خواهند شد. وضعي كه فعلا دامن گير پناهندگان افغاني مقيم ايران شده و با توجه به گزارش هاي دائمي درباره افزايش بي ثباتي در افغانستان، ناتواني دولت در خلع سلاح عمومي در كنار حضور قوي ذهنيت طالباني و تجارت پر رونق ترياك، نگراني درباره آينده پناهندگان در صورت بازگشت در اين اوضاع به كشورشان را به شدت افزايش داده است.

شرحي تلطيف يافته از اين بازگشت را مي توان در آخرين شماره نشريه منظر (ش. 5 و 6 ، عقرب و قوس 1382) دو ماهنامه اجتماعي، فرهنگي، سياسي زنان افغان، كه گروهي دانشجوي دختر افغاني در تهران منتشر مي كنند خواند.

زكيه ميرزايي، سردبير نشريه، در "گذر از رنجها" (ص. 11- 6) دو چهره تراژدي بازگشت را از آن طرف مرز به ساده ترين و دوستانه ترين شكلي كه مي تواند به تصوير مي كشد. اول آن ها كه به اجبار برگردانده شده اند و به اجبار مانده اند: پسر بچه دهساله اي كه در كرمان مدرسه مي رفته و مجله فروشي مي كرده، و برش گردانده اند به كابلي كه او در آن نه به مدرسه اي راه دارد و نه خريداري براي مجله هايي كه گرد آورده مي يابد، و افغانستان حتا زادگاه اين نوجوان هم نيست چون او در ايران متولد و بزرگ شده و فقط فارسي مي داند و زندگي در ايران را ترجيح مي دهد.

دوم، بازگشت هايي كه به قصد سر و سامان دادن به خانه اي كه معمولا چيزي هم از آن باقي نمانده، يا دست و پا كردن خانه اي و بررسي امكان كار صورت گرفته و با اين تصور كه با چند بار رفت و آمد بين ايران و افغانستان مي توان حداقل شرايط را براي بازگشت كه اجباري است و وفق يافتن با زندگي در كشوري جنگ زده و نابسامان مهيا كرد. اما اين گروه پناهندگان هم در اولين سفر با اين واقعيت مواجه شده اند كه براي ويزا گرفتن و برگشتن به ايران بايد چند ماه پشت در سفارت ايران معطل شوند و حتمأ هم بايد بليط رفت و برگشت هواپيما داشته باشند. و ناگفته پيداست كه هزينه اين معطلي امكان سريع تر ساختن خانه هاي خراب شده – براي آن ها كه خانه اي از قبل دارند يا در طول سفر دست و پا كرده اند– يا شروع كسبي جديد را بسيار كاهش مي دهد و ضمنا چون اين وظيفه به افراد كارآمد خانواده محول مي شود باقي آن ها در ايران در اين مدت از حضور اعضاي بزرگ تر يا پخته تر خود محروم مي شوند كه در برخي موارد اين امر مي تواند نتايج فاجعه بار به دنبال داشته باشد. بگذريم، كه اگر وارد جزييات ماجرا شويم هرگز از آن بيرون نخواهيم آمد.


به هر جهت، همه اين ها را گفتيم تا اين بحث را مطرح كنيم كه از آن جا كه بازگرداندن اجباري پناهندگان افغاني به افغانستان، به خصوص شتاب در اين امر، آشكارا به آينده ي خانواده هاي افغاني ساكن ايران و جواناني كه بيش از نيمي شان در ايران متولد و طبق شرايط اجتماعي و فرهنگي شهرها و روستاهاي محل تولد بزرگ شده اند و، از سوي ديگر، به روابط دو ملت افغان و ايران لطمه خواهد زد، حق اين است كه دولت ايران در سياست فعلي خود تغييراتي جدي بدهد.

لزوم اين تغييرات را بيشتر درخواهيم يافت اگر به اين مسئله توجه كنيم كه اولآ مشكل پناهندگي در اين منطقه به اين زودي ها حل نخواهد شد و در ثاني سياست هاي فعلي نشان داده اند كه در اين مورد كارايي ندارند و اساسآ نمي توانند به دليل نگاه از بالا كارايي داشته باشند، و برعكس به دليل عدم رعايت حقوق اشخاص اين سياست ها باعث افزايش اختلافات منطقه اي و فراهم آمدن زمينه اي جديد براي رشد و نمو بيشتر انديشه هاي تفرقه آميز و سودجويانه موجود تحت لواي تفاوت هاي قومي و مذهبي مي شوند. حال آن كه يقينآ در پيش گرفتن سياست معيني حاكي از همدلي و تفاهم و به ويژه در نظر گرفتن موقعيت و تجربه هاي پناهندگان مي تواند ارتباط هاي منطقه اي را استحكام بخشد و نحوه نگرش جديدي را كه فراتر از تقسيمات مرزي باشد جانشين تنگ نظري ها و بوروكراسي بي معني موجود كند.

فرصت دادن به پناهندگان افغاني و در ضمن فشار آوردن به مقامات بين المللي و آن هايي كه وعده سرمايه گذاري در افغانستان و آباد سازي آن را مي دادند – يعني، عكس سياست رايج كه فشار آوردن به پناهندگان است و لبخند تحويل دادن در اجلاسيه هاي مربوط به پنلاهندگان – حتمآ كمك خواهد كرد كه پناهندگان در شرايط بهتر به كشور خود باز گردند، وقتي امكان ادامه تحصيل و يافتن كار در شرايطي امن تر براي آن ها وجود داشته باشد.

+ نوشته شده در  2007/8/13ساعت 3 بعد از ظهر  توسط گ.ق  | 
خرابکارهای اینترنتی به وب سایت دبیر کل سازمان ملل متحد حمله کرده و شعارهایی علیه سیاست های آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه منتشر کردند.

بخش مربوط به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل که تنها چند ماه است در این سمت فعالیت می کند، آماج حملات هکرها قرار گرفت.

اعتراض اینترنتی علیه سیاست های آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه بارها تا کنون اتفاق افتاده است. در جدیدترین حمله معترضان، شعارهای ضد جنگ نیز در این سایت اینترنتی منتشر شد.

این حمله اینترنتی اوائل روز یکشنبه صورت گرفت و هکرها پیام "صلح برای همیشه، نه جنگ" را در سایت بان کی مون قرار دادند.

بخش مربوط به بیانیه های سازمان ملل متحد نیز از حملات اینترنتی در امان نماند و پیام هایی نیز در این بخش منتشر شد.

هنوز مشخص نیست که چه فرد یا گروهی دست به این کار زده اند و دفتر بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد هم تا کنون در مورد این حمله اینترنتی، اظهارنظری نکرده است.

حمله به سایت های اینترنتی در اعتراض به سیاست ها و اظهارنظرها افراد، گروه ها و کشورها بی سابقه نیست و تا کنون بارها اتفاق افتاده است.

فوریه سال پیش، در جریان چاپ کاریکاتورهایی از پیامبر مسلمانان در یک روزنامه دانمارکی، حدود هزار وب سایت دانمارکی در اعتراض به این اقدام مورد حمله خرابکاران اينترنتی (هکرها) قرار گرفت.

+ نوشته شده در  2007/8/13ساعت 2 بعد از ظهر  توسط گ.ق  | 
پرویز مشرف، رییس جمهور پاکستان در حضور صدها نماینده از هر دو کشور افغانستان و پاکستان در کابل پذیرفت که شورشیان در افغانستان از خاک کشورش حمایت می شوند.

آقای مشرف گفت که مبارزه با این عوامل و حلقات، مسئولیت حکومت و مردم پاکستان است و در این راستا خواستار همکاری افغانستان شد.

آقای مشرف صبح امروز به منظور شرکت در آخرین روز اجلاس بزرگ جرگه امن منطقه ای، وارد کابل شد.

این اجلاس، حدود هفتصد نماینده را از دو کشور افغانستان و پاکستان، با هدف جستجوی راه حلی برای مشکلات امنیتی افغانستان و پاکستان و ایجاد استراتژی مشخصی برای مبارزه با گروه های تروریستی در کابل گردهم جمع کرده است.

شرکت کنندگان اجلاس صلح ظرف روزهای گذشته بحث های داغی در مورد روابط دو کشور افغانستان و پاکستان و عوامل افزایش تندرویی در این دو کشور داشتند.

 

+ نوشته شده در  2007/8/13ساعت 2 بعد از ظهر  توسط گ.ق  | 
قرار است محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران روز سه شنبه، 14 اوت، برای یک دیدار رسمی به کابل، پایتخت افغانستان، سفر کند.

سفارت ایران در کابل هدف از این دیدار را تقویت روابط دو جانبه میان افغانستان و ایران توصیف کرده و گفته است که در جریان این سفر، احتمالا بیانیه ای مشترک نیز از سوی روسای جمهور دو کشور انتشار خواهد یافت.

قرار است آقای احمدی نژاد با حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان و برخی دیگر از مقامات دولتی این کشور دیدار کند.

این سفر در پی افزایش ادعاهایی مبنی بر "حمایت ایران از طالبان" صورت می گیرد که از سوی مقامات آمریکایی و بریتانیایی مطرح شده است.

آمریکا و بریتانیا، ایران را به همکاری با جنگجویان مسلح طالبان و تجهیز نظامی آنان علیه نیروهای خارجی مستقر در افغانستان متهم می کنند.

ظاهرا اتهام ایالات متحده و بریتانیا در مورد دخالت ایران در افغانستان از موارد اختلاف نظر بین رییسان جمهوری افغانستان و آمریکا در سفر اخیر آقای کرزی به واشنگتن بوده است.

نگرانی

حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان در گفتگویی با تلویزیون سی ان ان آمریکا، ایران را دوست کشورش خواند و گفت که نقش ایران در مبارزه افغانستان علیه تروریسم و مواد مخدر، محسوس بوده است.

 ایران و افغانستان همواره روابط دوستانه ای داشته اند. اما به نظر ناظران امور، حضور نیروهای غربی در افغانستان اسباب ناراحتی و نگرانی ایران را فراهم کرده است
 

جورج بوش، رییس جمهور آمریکا بعدا در کنفرانس مشترک خبری با همتای افغان خود تاکید کرد که ایران باید ثابت کند که نقش مثبتی در تحولات افغانستان دارد.

به نظر می رسد، این نگرانی ها از موضوعاتی باشد که در گفتگوهای روسای جمهور افغانستان و ایران در سفر آقای احمدی نژاد به کابل مطرح خواهد شد.

ایران و افغانستان همواره روابط دوستانه ای داشته اند اما به گفته برخی ناظران، حضور نیروهای غربی در افغانستان اسباب ناراحتی و نگرانی ایران را فراهم کرده است.

در کنار این، انتظار می رود مسئله اخراج پناهجویان افغان از ایران نیز که ظرف ماه های گذشته به موضوع بحث برانگیزی تبدیل شده است در گفتگو میان دو رییس جمهوری مطرح شود.

این نخستین سفر آقای احمدی نژاد به افغانستان در موقف رییس جمهوری ایران است و به گفته منابع ایرانی، وی پس از افغانستان از ترکمنستان و قیرقیزستان هم دیدار می کند.

+ نوشته شده در  2007/8/13ساعت 2 بعد از ظهر  توسط گ.ق  | 
آیا به نظر شما جرگه امن منطقه ای کمکی برای صلح افغانستان دارد؟
+ نوشته شده در  2007/8/13ساعت 12 بعد از ظهر  توسط گ.ق  |