|
دوست عزیزم موشه لوی
از اینکه وبلاگ شما را در بلاگفا بستند بسیار نارحت شدم . به خاطر اینکه وبلگ بلاگفا اینکار ر ا کرده است بسیار بیشتر نارحت شدم. از اینکه دوستان ایرانی ما تحمل آزادی بیان را ندارد متاسف هستم. لزا من هم سعی می کنم که از این وبلاگ بروم. به زودی ..........
من زنم که دیگر بیدار گشته ام من راه خود را یافته ام و هر گز بر نمیگردم سروده یک تن از خواهران در بامیان من زنم که دیگر بیدار گشته ام از خاگستر اجساد کودکانم برخاسته ام و طوفان گشته ام از جویبار خون برادارانم سر بلند کرده ام از طوفان خشم ملتم نیرو گرفته ام از دیوارها و دهکده های سوخته کشورم نفرت به دشمن برداشته ام حالا دیگر من را زار و ناتوان مپندار! ای هموطن من زنم که دیگر بیدار گشته ام من راه خود را یافته ام و هر گز بر نمیگردم من دیگر آن زنجیر ها را از پاگسسته ام من در های بسته بی خبری ها را گشوده ام من از همه چوریهای زر وداع کرده ام هموطن و ای برادر! دیگر آن نیستم که بودم من زنم که دیگر بیدار گشته ام من راه خود را یافته ام و هر گز بر نمی گردم با نگاه تیز بینم همه چیز را در شب سیاه کشورم دیده ام فریاد های نیمه شبی مادران بی فرزند در گوشهایم غوغا کرده است من کودکان پا برهنه ، آواره و بی لانه را دیده ام من عروسان را دیده ام که با دستان حنا بسته، لباس سیاه بیوگی به تن نموده اند من دیوارهای قد کشیده زندان ها را دیده ام که آزادی را در شکم های گرسنه خود بلعیده اند من در میان مقاومت ها، دلیری ها و حماسه ها دوباره زاده شده ام من در آخرین نفس ها، در میان امواج خون و در فتح امروزی سرود آزادی را آموخته ام حالا دیگر من را زار و نا توان مپندار ای هموطن و ای برادر من در کنار تو و با تو در راه نجات و طنم همنوا و همصدا گشته ام صدایم با فریاد هزاران زن پیوند خورده است مشتم با مشتهای هزاران هموطنم گره خورده است من در کنار تو و در راه ملتم قدم گذاشته ام تا یکجا بشکنیم این همه رنچ زندگی و همه بند بردگی من آن نیستم که بودم! هموطن و ای برادر من زنم که دیگر بیدار گشته ام من راه خود را یافته ام و هر گز بر نمی گردم |
|