|
یا رب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحر گاهم ده در راه خود اول زخودم بیخود کن بیخود چو شدم زخود بخود راهم ده الهی یکتای بی همتای، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشااه فرمافرمایی، مغزز بتاج کبریایی، بتو رسد ملک خدایی. الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی. الهی اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم. الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست. الهی دستم گیر که دست آویز ندارم، و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم. الهی روزگاری ترا می جستم خود را می یافتم، اکنو خود را میجویم و ترا می یابم. الهی گل بهشت در چشم عارفان خار است و جوینده تو را با بهشت چکار است؟ الهی بهشت بی دیدار تو زندان است و زندانی بزندان برون نه کار کریمان است. الهی اگر بدوزخ فرستی دعوی دار نیستم و اگر به بهشت فرمایی بی جمال تو خریدار نیستم. مطلوب ما بر آر که جز وصال تو طلبکار نیستم. الهی بر هر که داغ محبت خود نهادی، خرمن وجودش را بباد نیستی در دادی. الهی همه آتشها محبت تو سرد است و همه نعمتها بی لطف تو درد است. الهی اگر خامم پخته ام کن و اگر پخته ام سوخته ام کن. |
|