|
به احتمال قوي شما با تعجب روي صندلي ميخکوب و حيرت زده نشسته ايد و با خود مي گوييد، براي مقدمه مي خواهم بپرسم تا به حال شده درحالي که توي اتوبوس نشستي و يا توي پياده رو ها و يا پارکها قدم مي زني و يا سوار مترو و يا هواپيما و يا پله برقي مي شي به اين فکر افتاده «همه ي ما با يک قدرت لاينتهي کار مي کنيم همچنين دقيقا با همين قوانين،راهنماي خودمان "تمام افکار شما يک چيز حقيقي به نام نيرو است" بی شک بسیاری از شما جزو افرادی هستند که نامی از کتاب یا فیلم “راز” شنیده اند. برای آن دسته که هنوز از نام آن بی خبرند باید بگم که راز یکی از بهترین ایدوئولوژی های قرن است و بی شک تحولات عظیمی را می تواند در سطح جهانی باعث شوند. من راجع به کتابی که نصفه خوانده ام یا فیلمی که هنوز ندیده ام نمی خواهم مطلب بنویسم، می خواهم هویت رازی را که روندا بایرن نویسنده این کتاب در ذهنش تداعی کرده را در واژگانی شیواتر برای شما مطرح کنم. مطمئن هستم که آشنا شدن با راز همان نقطه مبهمی در ذهن و دل ماست که بی دلیل باعث تشویش روحیه و افکارمان می شود و زمانی که راز را درک کردیم، (دقت کنید که باید درکش کنید نه بدانیدش!) رنگ و روی دنیا عوض خواهد شد و به اینکه چقدر شاد و موفق هستیم غبطه خواهیم خورد. راز چیزی غیر از “قانون جذب” چیست. در تعریف قانون جذب یا “The Law of the attraction” آمده است: هر امر قابل تصوری را که به زندگی شما وارد می شود خودتان به فضای زندگی خویش جذبش می کنید. آنها به واسطه تصاویر و پنداره هایی که در ذهن خود نگه می دارید به سوی شما جلب می گردند. آن چه می آید همانی است که شما به آن فکر می کنید. شما مدام در حال جذب هرچیزی هستید که فکر مرتبط با آن در ذهنتان جریان دارد. یا به قول مولفورد : ” هریک از افکار شما بخشی از واقعیت است. یک نیروی واقعی!”. بسیاری در واکنش به این راز عظیم آن را تکراری، بیهوده و از متدهای روانشاسی قرن بیست (یا بیست و یک ) می دونند و معتقدند که اینها رو خودمون می دونیم و … . درک و لمس راز (قانون جذب) در همان لحظه تفهیم معجزات را به سوی شما روانه می دارند، چیزهایی که شدیدا به آنها نیاز دارید یا می خواستید به سمت شما می آیند و مشکلات و دردسرهای معمول به نوعی از شما دور می شوند. همه اینها اتفاقاتی است که نه تنها من (نویسنده این بلاگ) بلکه خیلی های دیگه اعتراف به اتفاق افتادنش کردند، خاطرات بد و اتفاقات اخیر و شکست های روحی و روانی رو فرض کنید که با مفاهیم قانون جذب از شما دور می شوند و جالب اینجاست که بهترین جایگزین ها، به جاشون ظاهر می شوند و این یکی از مهمترین عوامل شادی و موفقیت در زندگی است. ![]() راز پس ما با فکر کردند در واقع عملی شدن آن افکار را به واقعیت تبدیل می کنیم، در واقع هنگامی که فکر می کنیم (همیشه فکر می کنیم! جز موقع خواب) فرکانسهایی را از ذهن خود به دنیای بیرون منتشر می کنیم، این فرکانس ها در نوع خود یکتا می باشند، لذا در عالم هستی به گردش در می آیند و هرچیزی را که مربوط به آنهاست جذب می کنند، و چون به تعبیری هر چیزی نزد اصل و منبع خود بازمی گردد، لذا این فرکانسها (افکار) که حالا مجموع اتفاقات و مجذوبیات آنها به آن اضافه شده به سمت شما برمی گردند، لذا شما آنچیزی را که به آن فکر می کردید دارید. این یک اصل است، به قول معروف دیر یا زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. این قانون به ما هشدار می ده که همیشه مراقب نوع فکر کردن خودمون باشیم. در ابتدا کمی مشکل بنظر می رسه ولی فکر کنید اگر نوع فکر کردن شما فقط منفی و بدبینانه باشه، چه بلایا و حوادثی می تونه اتفاق بیفته! آینده، چیزی جز افکار کنونی شما نیست، بدین منظور که هرچیزی که شما هم اکنون فکر می کنید در آینده اتفاق خواهد افتاد، لذا برای داشتن آینده ای بهتر و شادتر، بهتر است از همین حالا تمرکز و جدیت خود را روی افکار مثبت و سازنده استوار سازید تا طبیعتا آینده ای بهتر داشته باشید. یکی از کاتالیزورهای این افکار در وادی به واقعیت پیوستن، هیجانات و احساسات می باشد. هرچه بیشتر نسبت به نوعی تفکر علاقه و هیجان داشته باشید، وقوع آن را تسهیل می بخشید. دقت کنید که بین این قانون و تلقین اختلاف ظاهرا کوچک ولی حیاتی وجود دارد. شما در تلقین در یک بازه زمانی در واقع به خود نهیب می زنید که یک نوع خاص تفکر را در ذهن خود تداعی کنید ولی در قانون جذب شیوه حتی فکر کردن شما عوض می شود (بتدریج) و شما یاد می گیرید که راجع به تمامی افکار، قانون جذب رو بکار برده و حتما موفق شوید. خود را پولدار تصور کنید، خود را یک فرد ارزشمند تصور کنید، خود را یک استاد یا دبیر فرض کنید، خود را یک جراح فرض کنید و … و با قانون جذب وارد عمل شوید، متوجه خواهید شد که زمینه تحصیلی شما در حال هموار شدن هست یا تحریمات مالی علیه شما در حال حل شدن هستند. نتیجتا شما به آن چیزی که می خواهید و واقعا به آن فکر می کنید می رسید. |
|